محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

489

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

و به مجرد اجتماع ايشان ، لواى هزيمت افراخته روى ادبار ، بوادى فرار مىنهادند و بالجمله خرابى بسيار و پريشانى بيشمار به اهالى بيات ميرسيد و چون مكرّر اين صورت وقوع يافت آغرلو سلطان كه امير و حاكم قوم بيات بود ، از آن وضع ناخوش به تنگ « 1 » آمده بغايت آزرده گشت و بفرمان طبع سركش و طغيان نفس آتش وش ، قطعه‌اى از لباس نسوان جهت شاهوردى فرستاد ؛ يعنى اگر مردى و از مردانگى نشانىدارى ، « 2 » بايد كه در وقت پيكار و هنگام كارزار پاى ثبات قايم كنى و مانند زنان نگريزى تا دستبرد مردان مشاهده نمائى و چون اين تحفهء فساد انگيز و هديهء عناد آميز ، بحضور شاهوردى رسيد ، حميت جاهليت آن مغرور به حركت آمده با سپاهى موفور از لران و كردان ، بلكه جوقى از ددان و غولان آن بيابان ، از جاى برآمده به ايلغار بر سر الوس بيات آمد و نيمشب كه همه كس « 3 » بر بستر راحت و آسايش غنوده بود ، منزل آغرلو را مركزوار احاطه كرد و تا بيدار شدن آغرلو خود را بسر وقت او رسانيد ، سرى كه تا غايت بر بالين استراحت بود ، از بدن جدا كرده بر فتراك بست و هم در شب معاودت كرده اصلا مزاحم كسى ديگر نگرديد . و بعضى گفته‌اند كه آغرلو ، در شب خبردار شده بيرون آمد و حربى در غايت صعوبت دست داد و خيلى مردم از طرفين كشته گشته عاقبت دچار شاهوردى شد و چون ديد كه حريف نيست خواست كه عنان برتابد كه لران راهش ندادند و به زخم تيرى از پاى درآمده سرش باز كردند و كيفيت اين جرأت و حقيقت اين قضيهء لازم الكدورت در فصل تابستان سنهء احدى و الف در دار السلطنهء قزوين مسموع نوّاب [ 269 ] سكندر آيين گشت و از استماع اين حركت ، آن مقدار غضب بر طبيعت شهريار حيدر نسب استيلا يافت ، كه با وجود حدوث واقعهء گيلان و خبر آمدن پسر عبد اللّه خان اوزبك به خراسان ، مدافعهء آن دو قضيهء كليه را [ در ] عقدهء تأخير و تعويق گذاشته

--> ( 1 ) - م : از آن موضع به تنگ . ( 2 ) - م : مردانگان نشانى دار و . ( 3 ) - م : كه همه .